|
درباره ي تکواندو و فعايتهاي باشگاهي ما
|
همانطور که در يکي از پست هاي قبلي اشاره کردم ، ما هر سال در روزهاي پاياني سال جشني تــــحت عنوان جشن پايان سال با معرفي برترين هاي کلاس در بخش هاي مختلف شامل مسابقات ، ارتقاء درجه و حضور منظم و اخلاق و انظباط در باشگاه برگزار مي کنيم . امسال هم موفق شديم اين جشن را روز 18 اسفند با حضور خوب اولياء هنرجويان برپا کنيم . اين عکس مربوط به جشن امسال است .
من جا دارد برترينهاي امسال را بطور خلاصه معرفي کنم .
در رده ي سني خردسالان :
علي پولادي / محمدحسن عابدين / شروين شعباني / عرفان کرماني
در رده ي سني نونهالان :
مهدي حقگو / مهدي وحيدي / مجتبي حسني / سيدمحمد حسيني
در رده ي جوانان :
اميد شعباني / احمد فرزان مهر / سپهر بابامير / مجيد خليلي / پژمان هاشم خاني و امين رضايي

پس از مدتها حيفم آمد موفقيت چشمگير هنرجويانم را در رقابتهاي قهرماني سال 87 اطلاع رساني نکنم .در رقابتهاي قهرماني خردسالان کرج موفق شديم دو مدال طلا توسط عليرضا پولادي و شروين شعباني کسب کنيم و محمد حسن عابدين و عرفان کرماني هم صاحب مدال برنز شدند .در رده سني نونهالان مجتبي حسني و مهدي وحيدي صاحب مدال نقره شدند و مهدي حقگو هم به عنوان بازيکن فني به اردوي انتخابي دعوت شد .متاسفانه در رده ي سني نوجوانان با تمام شايستگي هاي که بازيکنان ما همچون ( سعيد جهان بين / محمود فخري نژاد ) داشتند توفيقي نداشتيم .اما در رده ي سني جوانان و بزرگسالان که روز جمعه 9 اسفند در سالن ايثار حصارک برگزار شد با پنج شرکت کننده حضور يافتيم که پژمان هاشم خاني در وزن سوم و مجيد خليلي در وزن پنجم مدال طلا کسب کردند .در وزن سوم و ششم احمد فرزان مهر و سپهربابامير صاحب مقام دوم و مدال نقره شدند و در وزن اول هم اميد شعباني مدال برنز گرفت . البته مجيد خليلي فني ترين بازيکن اين دوره از رقابتها شد .نکته جالب حضور اين بچه هاي خوب در رقابتها جمعه 9 اسغند اين بود که در فينال وزن سوم احمد فرزان مهر و پژمان هاشم خاني مقابل هم قرار گرفتند که در اين بازي که تنها يک راند برگزار شد احمد حرمت ارشديت پژمان را حفظ کرد و هيچ تلاشي براي فائق آمدن بر پژمان نکرد و اخلاق خوب او قابل تحسين بود .
تکواندو رشته ورزشي جالبي است .
تجربه ي چندين ساله ي من دستکم به خودم ثابت کرد که ارتباط بين مربيان / هنرجويان / مربيان و هنرجويان و حتي ارتباط با اولياء هنرجويان در اين رشته ورزشي به مرور خيلي دوستانه / خودماني و نزديک ميشود و اين فرايند کم کم تبديل به يک تشکل ميشود که خيلي هم مبناي منسجمي خواهد داشت .
محور اين تشکل مربيست و نقش او بسيار تعيين کنند .
واضع / مجري و قاضي قانون اين تشکل مربيست .
و از اين نظر در هر موضعي و در برخورد با هر موضوعي بايد درايت به خرج دهد .
بايد مراقب تفکر / زبان و اعمال خود باشد .
بايد مدام در مراقبه باشد .
تقکر و سکوت دوستاني بسيار قديمي اند و دو بال پرواز و تعالي .
مربي پرگو کم فکر ميکند و خطا بسيار دارد .
به حاشيه ميرود .
او واضع / مجري و قاضي خوبي نخواهد بود و رفته رفته از محوريت خارج ميشود .
او خودش ميشود سرنشين يک کشتي که هدايتگري ندارد و معلوم نيست به کجا ميرود .
مربي بايد نقش متني خود را در بين تمام افرادي که با آنها سر و کار دارد حفظ کرده و روز به روز تعالي ببخشد .
کلاس اين مربي هر روز شلوغ تر / شاگردانش ماندگار تر و ارتباطش با اولياء و مربيان ديگر هم صميمانه تر خواهد شد

هرسال ، اسفند ماه من با بررسي عملکرد هنرجويانم در سه رده سني ( خردسال ، نونهال ) نوجوان و بزرگسال ، از نظر موفقيت در فعاليتهاي مختلف اجتماعي ، درسي ، ارتقاء درجه و همچنين رشد فني و مهارتي در طول سال بـــه نفراتي جوايزي اهدا ميکنم . در طول شش سال برگزاري ، اين برنامه به يک مراسم ثابت وبا اصالت تبديل شده و رقابتي جدي از ابتداي سال بين هنرجويان اتفاق مي افتد تا شايد بتوانند در مراسم انتخاب بهترينهاي باشگاه يکي از برگزيدگان باشند. اگرچه جوايز اين مراسم خيلي چشمگير نيست اما هنرجويان با انتخاب شدن هويت خاصي در باشگاه پيدا ميکنند و اين امتياز براي آنان يک افتخار کلاسي محسوب ميشود .
اين برنامه از جند وجه براي ما ارزش دارد .
1 ) ايجاد روحيه رقابت بين هنرجويان در طول سال
2 ) تلاش هنرجويان براي ابراز تواناييهاي خود
3 ) لحظه شماري براي رسيدن به اسفند ماه و روز برگزاري مراسم به عنوان يک برنامه منظم و ثابت سالانه ( که آرام آرام شکل رسمي و جش گونه ايي هم به خود گرفته است )
4 ) اهميت دادن به فعاليتهاي درسي و اجتماعي / اخلاقي هنرجويان در جريان انتخاب شدن .
5 ) مشارکت اولياء هنرجويان در انجام برنامه ي فوق
و در نهايت هدفمند شدن حضور هنرجويان در طول يک سال کاري در تمرينات کلاسي
لازم است اضافه کنم يکي از جوايزي که در کنار جوايز مادي ديگر به برگزيدگان اهداء ميشود ، حکم و معافيت يک ساله از شهريه کلاسي است .

رشته هاي ورزشي به خصوص رشته هاي رزمي جذابيت خاصي در بين کودکان و خردسالان دارد .
هنگام مراجعه مادران و پدران براي نام نويسي فرزندشان در رشته تکواندو بايد به چند نکته توجه ويژه داشت .قبل از پرداختن به اين چند اصل به مربيان جوان توصيه ميکنم به هيچ وجه اختيار ثبت نام هنرجو را به عهده مدير باشگاه نگذارند و حتما تمام ثبت نام هاي جديد با نظارت و تشخيص خود مربي بايد صورت بگيرد.
اصل اول سنجش است ، بايد کودک و توان فيزيکي و جسماني و حتي کشش روحي و رواني او نسبت به تکواندو شناسايي شود .اصل دوم بررسي ميل و انگيزه ي اولياء است ، اينکه آنها نگاهي تفريحي و تفنني به اين ورزش دارند يا اينکه نگرشي عميق تر و بلند مدت تر نسبت به تکواندو دارند بسيار مهم است .اصل سوم اعتماد سازي است . به اين معنا که بايد کودک احساس کند دوست خوبي پيدا کرده است و به محيطي امن و جذاب پا گذاشته و اعتماد سازي اولياء نسبت به اينکه بايد توجه جدي تري نسبت به ادامه کار فرزندشان در اين رشته ورزشي داشته باشند و بايد ارتباط معنادارتري را با مربي و باشگاه آغاز کنند و در نهايت اصل آموزش . بايد آموزش نسبت به توانايي يادگيري و مهارت آموزشي هنرجو صورت بگيرد . مفاهيم بايد در يک توالي مناسب و قابل دريافت در اختيار هنرجوي خردسال گذاشته شود .
کودکان بايد احساس دوست داشتن مربيشان را به خصوص نسبت به خود درک کنند و اين درک آنها را مجاب ميکند که استادشان را دوست داشته باشند و مربي ميتواند از اين ارتباط عاطفي بيشتر بهره را در تربيت و آموزش مهارت ببرد .

مربي هاي قهرمان ساز و بزرگ هميشه گُم نامند . " حسين لک " يکي از مربيان بسيار کاربلد و قهرمان ساز شهرستان کرج است . شايد به طور قطع ميتوان گفت اصول فني و آموزشي منحصر به فردي دارد ضمن آنکه روحيه ورزشي قابل توجه و اخلاق پسنديده ي اين مربي صميمي هم زبانزد است . از شاگردان اخير او که با کسب دو مدال طلا از رقابتهاي آسيايي براي کشورمان افتخارآفريني کرد " کوروش رجلي " است . البته گاهي برخي مربيان با تک چهره هايي خودي نشان ميدهند . اين پديده شکل استثنايي دارد و بيشتر به همت شرايط هوشي و بدني منحصر به فرد خود هنرجو رخ ميدهدو اغلب اين تک چهره ها خيلي زود بار و بنديل خود را ميبندند و از حوزه نظارتي مربي اصلي خود خارج ميشوند که اين نشان دهنده ي اين موضوع است که ورزشکار ارتباط خوبي با مربي خود نداشته است هرچند هر دو تلاش ميکنند ظاهر را حفظ کنند . از اين دست مربيان هم کم نيست . اما استاد "لک" بدون استثنا هر سال در تمام رده هاي سني شاگردان قابل تاملي ارائه ميدهد که بايد قدر اين دست مربيان سخت کوش / کم توقع و بي ادعا را دانست .
مربي بعد اتمام دوره بازيگري خودش ، از محيط آموزشي و به خصوص از بچه هايي که با آنان کار ميکند ، چيزهاي ميگيرد که بايد به آنها توجه بيشتري داشته باشد .از کودکان و خرسالان نشاط و صداقت وصميميت و از نوجوانان و جوانان شور و هيجان و انگيزه ي کسب موفقيت را
ميگيرد . من از هر يک از هنرجويانم در رده هاي سني مختلف چيزي را ميگيرم که بعد از تقريبا چهل سال از گذر زمان با آنها غريبه شده ام و اين دريافتها من را هميشه تازه و متفاوت ميکند.يک مربي نبايد صرفا به اينکه حتما بايد چيزي منتقل کند بيانديشد برخي اوقات مربي بايد با آگاهي دريافتهاي مورد نيازش را از هنرجويان و محيط اطرافش داشته باشد .
ا ارتباط عاطفي و دوستانه و محبت آميز با کودکان در سطوح آموزشي مختلف شرط اول تاثير گذاري است .
کودکان به ويژه آنان که زير 14 سال هستند بسيار دوست دارند مورد توجه باشند . مطمئنا هريک از آنان ويژگي هاي منحصر به فردي دارند که مربي بايد آن را کشف و گه گاه به آن خصوصيات خوب و بارز اشاره کند . داشتن هويت مستقل و بدور از زمينه هاي کاري هم ميتواند شرايط حضور موثر کودک را در محيط آموزشي بسيار پر رنگ کند در مجموع بايد بسيار ظريف و ويژه به کودک نگاه کرد و پيش درآمدهاي خاصي را قبل از آموزش در ارتباط با او رعايت کرد .
ز
ديروزجمعه سوم خرداد در سالن کيانپور شهرستان کرج مسابقات ورود به اردوي تيم تکواندو جـــوانان کرج براي حضوردررقابتهاي کشوري برگزار شد . در اين رقابتها دو تن از بازيکنان من هم حضور داشتند"پژمان هاشم خاني" دروزن دوم و" سپهر بابامير" دروزن هفتم . سپهر به خاطر نداشتن تمرين در روز مسابقه حاضر نشد . اما پژمان انگيزه بسيار زيادي داشت . او در روز مسابقات آزاد مقابل حريفي با سابقه کشوري در امتياز طلايي باخته بود . من آن روز در کنارش نبودم . در حين توضيح دادن در مورد اينکه عملکردش چگونه بوده تلويحا اشاره کرد که : " استاد اگر شما در اين مسابقه هدايتگر (COACH) من بوديد حتما ميبردم.پژمان بازيکن بسيار باهوش و تند و تيزيست که ضعف خاصي هم در قابليتهاي دفاعي دارد نه در نوع پا زدن بلکه در جابجايي ها که البته روي اين موضوع داريم کار ميکنيم. يک بار بازنده شدن مقابل حريفي با تجربه و کاربلد وضع رواني منفعلي را در فرد بازنده ايجاد ميکند .براي شکستن اين مانع بايد کار فني / بدني و البته رواني قابل توجه و هدفمندي انجام داد.يک هفته براي کارهاي فني و بدني چندان فرصت خوبي نبود اما روي وضع روحي ميشد برنامه ريزي کرد . شرايط بدني پژمان بد نبود وضع فني بدي هم نداشت بيشتر روي تعادل رواني و احساسي او کارکردم .
به او اطمينان خاطر دادم که قابليتهاي بسيار بالايي دارد حريفان بزرگ چشم انتظار روبرو شدن با او هستند و او بايد از هم اکنون براي رقابتهاي بسيار مهم خود را آماده کند و از اين دست حرفها ضمن اينکه آناليز بسيار دقيق و ويژه ايي هم از حريف اخير او کرديم .روز مسابقه انتخابي ، پژمان باز هم مقابل اين حريف خوب قرار گرفت . کار به شکل بسيار حساسي بطور کامل با تعادل پيش ميرفت و در نهايت به راند چهارم و امتياز طلايي رسيد . در اين شرايط توصيه ي من به پژمان استفاده از ضربه ايي بود که اصلا در طول مسابقه از آن استفاده نکرد و مطمئن بودم که حريف روي اين شروع او حسابي باز نخواهد کرد اما به او توصيه کردم بدون ترديد و مکث اين ضربه را اجرا کند او اين توصيه را به خوبي انجام داد و پيروز ميدان شد . بارها به اين تجربه رسيده ام که پس از باخت و برد نبايد هنرجو را رها کرد بايد با او گفتگو کرد و او را براي جبران شکست يا تداوم پيروزي مهيا کرد.
سال ۱۳۷۵ در باشگاه موفق فعاليت آموزشي خودم را شروع کردم. پيش از اين به شکل غير متمرکز مربي تيم دانشگاه آزاد واحد کرج بودم در طول نه سال همراهي تيم دانشگاه سه عنوان کشوري و هشت عنوان برتري در منطقه هشت دانشگاههاي آزاد را کسب کرديم